هسته شهر شناسی_ یونسی شناسی(younesi)
 
يونسي شهري از بخش يونسي (younesi ) و شهرستان بجستان -
https://aparat.com/v/szkqr95
https://aparat.com/v/owm80sq
نوشته شده در تاريخ 25 Jan 2023 توسط میرعابدین younesi

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالرضا ایزدپناه مدیرمسئول مجله حوزه، معاون اجتماعی رئیس سابق قوه‌ی قضائیه، مدیرکل اسبق اداره ارشاد اسلامی استان قم و عضو هیأت امنای دفتر تبلیغات است. به مناسبت سالگرد صدور منشور روحانیت از سوی امام خمینی(ره) با وی به گفت‌وگو نشستم


برچسب‌ها: Younesi, یونسی, younesi city, روحانیت

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 28 Nov 2022 توسط میرعابدین younesi
نوشته شده در تاريخ 22 Nov 2022 توسط میرعابدین younesi

کودکی پنج ساله را تصورکنید؛روی دوش پدر؛ پدری از نگاه او بلند قامت و خوش سیما؛و آنطرف تر مادر و در کنارش همسر برادربزرگش که جوان و تازه عروس بود ؛ با حجاب برتر
من آن طفل کنجکاو و تا اندازه ای شاکی از راه رفتن طولانی در ماسه زار؛ریگ؛کویر ، بودم.
شب گذشته برای اولین بار شهرگناباد و مسافرخانه اش مرا به فکر فرو برده بود؛
جمهوری کوچک ؛سرزمین پدری؛و اجدادم کجاست؟
از شهر مدرن فریمان با اتوبوس پس از عبور از تربت حیدریه؛شادمهر؛مهنه عزیز و دوست داشتنی به گناباد رسیده بودیم.
یک شب اقامت و انتظار برای رسیدن به منطقه که تاکنون ندیده بودم،انگار قهرمان مانند شخصیت قصه سنباد بودم و یا در عمق یک افسانه کهن خراسانی که (ننه)مادرم در شبهای زمستان تعریف کرده بود گرفتار آمده بودم.
با اتومبیل ظریف و خوش صدای فرانسوی(ژیان)از مسیر شهر خفته ای که زمان در آن متوقف بود و عمرانی می نامیدندش و کنار آب انباری کهنسال که بعدا دانستم کار خیریه جد چهارمم(میرعابدین)بود گذشتیم.بوته های سپنج در اطراف راه جیبپ رو روییده بود؛ زمین مثل خمیر نرم بود و اتومبیل درون آن هرازگاه تمایل داشت فرو برود،بجز خانواده من،فرد دیگری هم بود؛چندمتر پارچه زیبا به سرش پیچیده بود؛مثل دستار دشت جام و فریمان سفید سفید و شیشه ای نبود،قطور بود و سنگین.
جالب است موتورسیکلت اش را که روسی بود روی اتومبیل گذاشته بود.
بلاخره پیاده کرد و بسوی مزار حضرت یونس(ص)و یونسی رفت تا هم خوش خبری بگیرد از اقوام و هم کمک بیاورد.
پیاده روی کم حوصله ام کرده بود؛انگار جای که پدرم متولد شده بود دور از دسترس بود؛و در یک صحرا؛بیابان ؛فقط صدای عو عو چند سگ بود و زنگوله های گوسفندان...دلم می خواست راه بروم اما پاهای کوچکم اطاعت نمی کردند.خودم را به مادرم می چسباندم؛ مرا در آغوش می گرفت.گاه روی دوش پدر ؛و گاه چند صد متری بازیگوشی می کردم.
پدرم چوپانان و دامداران را می شناخت و گویش بسیارشیرین با آنان گفتگو می کرد. حس خوبی داشتم انگار وارد ناحیه در ایتالیا و شاید هم اسپانیا شده بودم.
البته در اطرافم شنیدم پرنده ای عجیب زنده می کند(بوقلمون وحشی).و آنچه شبیه هندوانه های خوشمزه است؛هندوانه ابوجهل است و تاکید شده بود هرزمان با آن روبرو شدم از آن نخورم...
ای بابا عجب جای شگفت انگیزی سفر کرده بودم.جاده ندارد و زمینش خمیری شکل است.رودخانه اش شور شور است
از دور تعداد زیادی موتورسیکلت در افق پیدا شد... و حالا سرعت بالای سیکلت های روسی باک سفید ،و غبار حاصل از حرکت مرا مطمئن کرد در صحرا گبی یا جاده ابریشم؛همسفر مارکوپلو هستم. به جمهوری کوچک و خشت و گلی نزدیک شدیم.همه جا حوض های تاریخی و مملو از آب باران دیده می شد؛برج و باروی با جبروت به من چشمک می زد.صدای ساسات کشیدن در کوچه های پر پیچ و خم که سایه دلفریبی داشت قطع شده بود.
بانوان شیرین زبان و مهربان؛می گفتند:مجتبی جو  بیا تا بوسی خورم
عمه ربابه؛عمه مریم؛ طایفه بزرگ سمعیل داروغه؛و مردی دوست داشتنی (حاج محمد حسین نیکخواه) و حاجی مختاری و ...عمو ابراهیم (براهیم).
مشت مشت آبنات ترش به من دادند.
اینجا تیر برق نبود ؛فانوس بود و گردسوز و چراغی الکلی ...
جمهوری کوچک و زیبای دست نخورده و بدور از فرهنگ مبتذل غربی ؛مهمانواز؛
پر از شعر و شعور؛هنر های سنتی و اصیل ایرانی مرا به خود می خواند.
تعلیم و تربیت و ملایی با ارزش؛تعزیه ارزشمند و تدین و گرایش به اهل البیت پسندیده بود.
اینجا به من کودک مجتبی آقا می گفتند
و مثل یک فرد بالغ محترم بودم.وقتی صحبت می کردم به چشم های من نگاه می کردند و هر پرسشم را با صبر و حوصله بسیار پاسخ می گفتند.
پل روی رودخانه یونسی خیلی دلفریب بود.و کالشور درنگاه اهلی عزیز...آسمان پر بود از ابابیل؛اطراف یونسی باغ های زیبای بود و مزارعی با محصولات متفاوت با سرزمین مادری ام.کلاته و کاریز محل خوبی بود برای آب بازی...شستن لباس و ... و درون منازل کنار کاروانسرا ؛ چاه های آب حیرت آور بود؛کافی بود سطل (دلو)را بیاندازید
دریایی از آب(شور)و بالا می کشیدی و برای مصارف غیر شرب.
آب حوض ها،یا کلاته....برای نوشیدن
و ریختن درون کوزه و سبو ... به نظرم یک نفر یخچال نفتی در منزل داشت...
شب ها گرد هم می آمدند و این کار را چراغو  می گفتند.
ادب و احترام خاصی در منازل جاری بود
با ورود هر فردی همه به احترامشان بلند می شدند و یا اگر فردی چندبار وارد اتاقی می شد ؛ بلند می فرمود: سلام
و همه پاسخ سلام اش را می دادند.
برای اولین بار گورس و توگی را در جمهوری کوچک دیدم.آسمان شب پر بود از ستاره ...انگار آنها اجداد پدری و مادری ام بودند که از آن دور دست های برای ام لالای می خواندند.
حسن صادقی یونسی(فریمان)


برچسب‌ها: یونسی, ایران, آسیا, خراسان رضوی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 2 Dec 2021 توسط میرعابدین younesi
نوشته شده در تاريخ 19 Oct 2021 توسط میرعابدین younesi

برای اولین بار یک موسسه علمی 
با رویکرد جغرافیای فرهنگی و به منظور شناخت کویر ؛در محدوده ذیل ورود پیدا کرد.
طوفان شدید در شب و گرمای بسیار کلافه کننده آنها را از راهشان باز نداشت.
عجیب اینکه ترکیبی از رشته های مدیریت بازرگانی،شیمی،مدیریت گردشگری؛پزشکی؛ریاضیات؛جغرافیا؛بلدهای محلی؛جغرافیای گردشگری ؛نخبگان تاتر و سینما؛
جمع را همراهی می کردند.
در یک اتفاق نادر و کم نظیر بالا ترین سطوح مدیریتی از دهکده تا بخش و شهرستان و استان بسیار زرخیز خراسان رضوی پای صحبت نوجوانان و جوانان و پیشکسوتان دوستدار کویر و میراث فرهنگی نشستند؛و به دغدغه هایشان گوش دادند و از پیشنهادات شان استقبال نمودند.
برگزاری کرسی آزاد اندیشی"بومگردی باید ها و نبایدها"اوج خلاقیت درگستره مام وطن و نگاه جدید و آینده پژوهانه ای از پیوند هنر و کیفیت زندگی و دفع فرسایش زندگی بود.
اهمیت دادن به بانوی سالمند ساکن فخرآباد در آغاز هفته سالمندان...و مطالعه و بررسی کتاب *برگ زندگی*غزلیات
برای اولین بار در یک بومگری اتفاق با برکتی در جهت توجه به فرهنگ کتاب و کتاب خوانی بود.دیده شدن و تشکر صمیمانه از دوست محیط زیست و منابع طبیعی و کوهنورد و غار نورد(بلد محل)لحظات غرور انگیز و احوالپرسی از مردنمکی
و رویت آثار تاریخی بخش یونسی اوج معرفت و احترام به باورها و فلکلور منطقه بود.
توضیحات بیشتر چگونگی و کجایی محل و پدیده مورد بازدید:

مختصات: ۳۴°۴۶′۱۳٫۹″ شمالی ۵۷°۴۶′۱۱٫۳″ شرقی / ۳۴٫۷۷۰۵۲۸°شمالی ۵۷٫۷۶۹۸۰۶°شرقی / 34.770528; 57.769806نبو
 پلایای بجستان دومین پلایا از یازده پلایای ایران است. این کویر دارای پلیگون ها و چاله های نمکی در محدوده شهرستان بجستان قرار دارد و همهٔ رودخانه های این منطقه از جمله کال شور (و بخشی ازرودخانه یونسی) با منشاء اولیه از ارتفاعات تربت حیدریه، کال نمک بشرویه و کال شش تراز به این کویر (younesi) و فخرآباد (پلایای بجستان)منتهی می شوند. این کوبر به صورت دریاچه فصلی می باشد که در بعضی سال ها بسیار پرآب می شود. چه در حالت خشک و نمکی و چه دریاچه ای بودن این پلایا مقصد گردشگران زیادی می باشد. از کویر زیبا سالانه مقدار زیادی نمک خوراکی برداشت می شود که دارای خلوص بالایی نیز هست. ارتفاع پست ترین نقطه این دریاچه از سطح آبهای آزاد ۷۶۹ متر می باشد و وسعتی بیش از ۸ هزار هکتار دارد.
کویر مورد نظر در شمال غربی شهرستان بجستان و در ۴ کیلومتری شمال روستاهای منصوری و ابراهیم آباد قرار دارد و راه های دسترسی از روستای سردق و فخرآباد و مرندیز و شهر یونسی نیز دارد البته شهرستان بردسکن نیز در کنار این پهنه زیبا تور گردشگری برگزار می نماید. متوسط ارتفاع این پهنه نمکی از سطح دریا ۸۰۳ متر می باشد که با جهتی شمال شرقی ـ جنوب غربی در شمال غربی شهرستان بجستان واقع گردیده است.
این کویر پهنه جغرافیای هموار است که از نظر اقلیمی در ناحیه گرم و خشک بیابانی قرار گرفته، تعداد ماه های خشک آن ۷ ماه و حدود ۹۵ روز در سال یخبندان است.کویر یک پدیده خاک شناختی است و انواع مختلفی دارد.کویر جایی است که آسمانش پر ستاره است و آنان که با آب و آبادانی خو گرفته اند ....کویر برای شان دلزدگی بیش نیست.
hasan sadeghi younesi


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 2 Oct 2021 توسط میرعابدین younesi

بنام خدا ..باکاروان کربلا.. راوی می گوید عبیدالله یاران خودرا از راه حق منحرف نموده وبرای جنگ با حسین دعوت کرد ..عمر سعد رابا۴۰۰۰ هزار سپاه به کربلا فرستاد وتا شب ششم حدود ۲۰۰۰۰ هزار سوار نزد عمر حاضر شدند.سپس کاررا بر امام حسین (ع) سخت گرفتند به گونه ای تشنگی بر امام واصحابش غلبه کرد ..امام(ع) به شمشیر تکیه کرد واولین خطبه را برای لشگر حاضر عمر سعد با صدای ایراد نمود..شمارابه خدا سوگند میدهم ایا مرا می شناسید ؟ گفتند اری تو فرزند پیغمبر خدا وسبط او هستی ..امام فرمود شما رابه خداسوگند میدهم ایا می دانیدکه پدر من علی بن ابیطا لب است ؟ گفتند اری به خدا قسم ..امام فرمودشمارا به خدا قسم میدهم ایا میدانید که مادرم فا طمه دختر رسولخدا (ص) است .. گفتند (بله) ..امام فرمود ایا میدانید جده من خدیجه بنت خویلد است نخستین زنی که اسلام اورد ؟ گفتند اری به خدا قسم ‌.. امام فرمود شمارا بخدا قسم می  دهم  ایا میدانید حمزه سیدالشهدا عموی پدر من است ؟ گفتند اری بخدا قسم ..امام فرمودشما را بخدا قسم میدهم ایا میدانید جعفر طیار عموی من است  گفتند اری بخدا قسم ( بقیه خطبه جلسه بعد).. ترجمه لهوف ص۱۱۱

****

حجت الاسلام حاج شیخ حسین صادقی یونسی

کارشناس ارشد الهیات و مدرس حوزه علمیه(فرهنگی بازنشسته آموزش و پرورش)


برچسب‌ها: خالو, شکفته, نورالدین, شهید مطهری
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 14 Aug 2021 توسط میرعابدین younesi
نوشته شده در تاريخ 28 Jul 2021 توسط میرعابدین younesi
نوشته شده در تاريخ 28 Jul 2021 توسط میرعابدین younesi
نوشته شده در تاريخ 26 Jul 2021 توسط میرعابدین younesi

مجید ذاکری یونسی کارشناس ارشد تصویرسازی است و از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشان دو هنری دارد. مدیر هنری کتاب‌های درسی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی بوده و از سال ۸۰ تاکنون رئیس اداره‌ی کنترل کیفیت کتاب‌های درسی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش‌وپرورش است. از دیگر مسئولیت‌های او، عضویت هیئت مدیره‌ی انجمن تصویرگران کتاب کودک و داوری جشنواره‌ی هنرهای تجسمی دانش‌آموزان سازمان آموزش‌وپرورش شهر تهران است. داوری مسابقات هنرهای تجسمی و مدیریت هنری مجلات هم از دیگر سوابق او هستند.

بیش از ۵۰ عنوان تصویرگری کتاب کودک و نوجوان را در کارنامه دارد و در زمینه‌ی ساخت، تهیه‌کنندگی و کارگردانی فیلم مستند، فیلم کوتاه و فیلم‌های تبلیغاتی فعال است. کارگردانی مجموعه‌ی ۱۳ قسمتی «نقش عشق» شبکه‌ی قرآن در سال ۱۳۸۶ هم از کارهای اوست. در ایران، کره‌ی جنوبی، چین، ترکیه، لبنان و شارجه نمایشگاه‌های تصویرگری و کاریکاتور و عکس داشته است. جوایز بسیاری را نصیب خود کرده است و با ناشران متعدد همکاری دارد.


 * * *


برای کتاب یا درس چطور و بر چه مبنایی تصویر تهیه می‌شود؟
گروه سنی، پایه‌ی آموزشی، موضوع درس، عنوان کتاب، جنسیت و موقعیت جغرافیایی مخاطب از اصول تهیه و سفارش عکس یا تصویر متن در کتاب‌های درسی است. البته همه‌ی این موارد به درخواست متن تألیف شده و به مؤلف مربوطه هم بستگی دارند.

 

کتاب‌های درسی از چه زمانی تصویردار شدند؟
کتاب‌های آموزشی و درسی در ایران از دهه‌های ۳۰ و ۴۰ تصویر داشتند. در دهه‌ی ۳۰ این تصویرها محدود و غالباً تک‌رنگ، خطی و به روش چاپ سنگی و یا چاپ‌های مرسوم آن دوره بودند. البته مصور کردن کتاب‌ها به شکل تک‌نسخه‌ای، همچون کتاب‌های علمی، شعر، ادبی، شاهنامه، ادعیه و ... قبل‌تر هم مرسوم بود. اما تصویرگری به معنای نوین علمی و هنری، از اواخر دهه‌ی ۳۰ و شروع دهه‌ی ۴۰ در کتاب‌ها شکل گرفت و کم‌کم با ظهور رنگ و دستگاه‌های چاپ جدید شکل کامل‌تری به خود گرفت. ورود انتشارات فرانکلین به کار آماده‌سازی کتاب‌های درسی و همچنین آموزش و به‌کارگیری نقاشان مطرح آن دوره، کتاب‌های درسی را به سمت استانداردهای هنری روز و استفاده از تصویر در کتاب سوق داد.

 

چه وجوه تفاوت و برتری سبکی و هنری در کتاب‌های درسی ما نسبت به کتاب‌های درسی دیگر کشورها وجود دارد؟
اصولاً جریان‌های هنری، ادبی، اقتصادی و سیاسی در هر خطه‌ای به شدت تحت‌تأثیر موقعیت‌های جغرافیایی، زبان، نژاد و فرهنگ هستند و این عناصر بر جریانات هنری کشور تأثیرگذارند. در این راستا، تصویرگری در ایران نیز خصوصیات منحصر به خود را دارد. البته با گسترش ارتباطات و تبادلات فرهنگی، هنری، علمی و اقتصادی تصویرگری در ایران نیز بی‌تأثیر از دیگر جوامع هنری نبوده است، اما با توجه به اینکه کتاب درسی یک سند فراگیر و ملی است، این نگاه تصویری در کتاب درسی ملاحظات خاص خود را داشته و دارد.

این ملاحظات، چه در شیوه و سبک و چه در نگاه مردم‌شناسانه و چه در ارائه‌ی اثر، تأثیرگذار است و سبک و سیاق تصویری کتاب‌های درسی ما را از دیگر کشورها متمایز می‌کند. البته این تمایز در دیگر کشورها هم صادق است.

 

از چند تصویرگر نوستالژی کتاب‌های گذشته و نوع کار آن‌ها صحبت کنید.
با توجه به دوره‌های آموزشی و کتاب‌های درسی از سال‌های گذشته تا حال، طبیعی است که تصویرها یا متن بعضی از درس‌ها بیشتر در خاطر ما نقش می‌بندد. البته این نکته در مورد دوره‌های گذشته، یعنی دهه‌های پنجاه تا هفتاد بیشتر صادق است. چون در آن دوران تنوع رسانه‌ی بصری به شدت کم بود و دسترسی دانش‌آموزان و کودکان به منابع تصویری بیشتر از طریق کتاب‌های درسی و اندک مجلات موجود بود. بنابراین، این نسل بیشتر نسبت به تصویر و محتوای درسی آن دوره حس نوستالژی دارد. از هنرمندان شاخص و به‌یادماندنی آن دوران کتاب‌های درسی می‌توان از پرویز کلانتری، روبیک آبدالیان، آراپیک باغداساریان، منوچهر درفشه، زمان زمانی، ژانت میخائیلی، غلامعلی مکتبی، صادق صندوقی، نورالدین زرین‌کلک را نام برد.

این استادان سبک‌های متفاوتی در ارائه‌ی تصویر داشتند، اما یک نکته‌ی مشترک در آثار همه‌ی آن‌ها، نگاهشان به تصویرگری ایرانی بود که البته بعد از انقلاب پررنگ‌تر هم شد.

 

تفاوت آثار گذشته با تصویرگری امروز کتاب درسی در چیست؟
تصویرسازی در کتاب‌های درسی در حال حاضر تفاوت بسیاری با دوره‌های گذشته دارد. البته این به معنی بهتر بودن و یا بدتر بودن نیست. در دوره‌های گذشته، با توجه به سواد بصری اندک دانش‌آموزان آن زمان، کتاب درسی تنها و جزو معدود منابع بصری بود و طبیعی است که خوشایند و نوستالژی باشد. اما امروزه با توجه به پیشرفت‌های بسیار سریع و زیاد در زمینه‌های ارتباطات و سواد بصری، دیگر سلیقه‌ی مخاطب به اندازه‌ی کل جهان است و با توجه به تغییرات سریع سلیقه‌های بصری در این دوره، دیگر تصویر نوستالژی معنایی کم‌رنگ پیدا کرده است. امروزه پیشرفت در شیوه‌ها و مواد جدید هنری، همچنین چاپ، سبک‌ها و اجراهای دیگری را نسبت به دوره‌های گذشته در برداشته است. البته این تنوع و تحولات سریع، گرچه با سرعت تکنولوژی همگام بوده، اما تا حدودی از آن صمیمیت و ماندگاری ذهنی تصویرهای کتاب‌ها کاسته است.


برچسب‌ها: نخبه, هنر, ارشد, رشد
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 19 Jul 2021 توسط میرعابدین younesi

📣 قابل توجه همشهریان عزیز

طبق تعهدات قبلی اعضای شورای ششم، در راستای مشارکت جمعی و هم افزایی، واحدهای پشتیبانی تعاملی در قالب گروههای مجازی به شرح ذیل تشکیل شد که علاقه مندان، متخصصین و توانمندان در هر حوزه، می توانند و انتظار می رود عضو شده و علاوه بر رساندن صدای خود به گوش شورا، اعضای شورا را از نظرات و حمایتهای خود بهره مند سازند تا در راه اعتلای مرندیز و مرندیزی، بیش از پیش قوی شویم.

۱- اشتغال
مدیرگروه، مهندس فرزاد دانشوری(۰۹۱۲۷۷۹۴۴۵۳)
رابط، آقای محمد حیدری(۰۹۱۵۳۷۵۸۶۱۵)

لینک
 https://t.me/joinchat/JMEAy65sDGM0MTY0

۲- ورزش
مدیرگروه، آقای هادی بهزاد(۰۹۱۵۹۳۴۸۱۴۲)

لینک
https://t.me/joinchat/r9g-zPzbfaszMTI0

۳- عمران
 مدیرگروه، مهندس هوشنگ لطیفی(۰۹۱۵۳۷۵۸۵۲۳)
رابط: مهندس مهدی اخلاقی(۰۹۱۰۵۱۳۰۵۶۵)

لینک
 https://t.me/joinchat/DFeOHJXM87Y4Njk0

۴- محیط زیست
مدیرگروه، آقای مهدی محمدیان(۰۹۱۵۹۳۴۳۰۱۸)

لینک
 https://t.me/joinchat/ywVP1w6O_LlhY2Q0

۵- علمی،فرهنگی و هنری
 مدیرگروه، آقای محمد خورشید(۰۹۱۵۳۶۷۲۱۵۴)
 رابط: آقای رضا رجب زاده(۰۹۱۵۴۷۲۲۵۹۳)

لینک
 https://t.me/joinchat/AoLwzReDJOsxY2Y8

۶- اجتماعی
 مدیرگروه، آقای حسین ابراهیمی(۰۹۱۵۴۲۳۹۰۳۲)

لینک
 https://t.me/joinchat/C92dWYRqFFQ0ZTNk

🔴توضیح چند نکته:

🔶در برخی واحدها که مدیر گروه در روستا ساکن نیست، به خاطر ارتباط آن بخش از جامعه که در فضای مجازی حضور ندارند، نقش رابط هم تعریف شده که نظرات مردم از طریق آنها به شورا منعکس شود.
🔶بانوان محترمه حتما در گروهها مشارکت فعال داشته باشند.
🔶در صورتی که گروهی دارای پویایی لازم نباشد و یا شاکی قابل توجه داشته باشد، به شرط بودن داوطلب، مدیرگروه با نظرسنجی تغییر خواهد کرد.
🔶قوانینی جهت حفظ پویایی گروهها و پیشگیری از به حاشیه رفتن مباحث، به مدیران ابلاغ خواهد شد تا در قسمت اطلاعات گروه گذاشته شود.

❇️شورای اسلامی دوره ی ششم روستای مرندیز


برچسب‌ها: مرندیز, یونسی, هم افزایی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 14 Jul 2021 توسط میرعابدین younesi

روزنامه قدس


برچسب‌ها: مرندیز, یونسی, مهدی نژاد, میاندهی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 24 Jun 2021 توسط میرعابدین younesi

کودکی پنج ساله را تصورکنید؛روی دوش پدر؛ پدری از نگاه او بلند قامت و خوش سیما؛و آنطرف تر مادر و در کنارش همسر برادربزرگش که جوان و تازه عروس بود ؛ با حجاب برتر
من آن طفل کنجکاو و تا اندازه ای شاکی از راه رفتن طولانی در ماسه زار؛ریگ؛کویر ، بودم.
شب گذشته برای اولین بار شهرگناباد و مسافرخانه اش مرا به فکر فرو برده بود؛
جمهوری کوچک ؛سرزمین پدری؛و اجدادم کجاست؟
از شهر مدرن فریمان با اتوبوس پس از عبور از تربت حیدریه؛شادمهر؛مهنه عزیز و دوست داشتنی به گناباد رسیده بودیم.
یک شب اقامت و انتظار برای رسیدن به منطقه که تاکنون ندیده بودم،انگار قهرمان مانند شخصیت قصه سنباد بودم و یا در عمق یک افسانه کهن خراسانی که (ننه)مادرم در شبهای زمستان تعریف کرده بود گرفتار آمده بودم.
با اتومبیل ظریف و خوش صدای فرانسوی(ژیان)از مسیر شهر خفته ای که زمان در آن متوقف بود و عمرانی می نامیدندش و کنار آب انباری کهنسال که بعدا دانستم کار خیریه جد چهارمم(میرعابدین)بود گذشتیم.بوته های سپنج در اطراف راه جیبپ رو روییده بود؛ زمین مثل خمیر نرم بود و اتومبیل درون آن هرازگاه تمایل داشت فرو برود،بجز خانواده من،فرد دیگری هم بود؛چندمتر پارچه زیبا به سرش پیچیده بود؛مثل دستار دشت جام و فریمان سفید سفید و شیشه ای نبود،قطور بود و سنگین.
جالب است موتورسیکلت اش را که روسی بود روی اتومبیل گذاشته بود.
بلاخره پیاده کرد و بسوی مزار حضرت یونس(ص)و یونسی رفت تا هم خوش خبری بگیرد از اقوام و هم کمک بیاورد.
پیاده روی کم حوصله ام کرده بود؛انگار جای که پدرم متولد شده بود دور از دسترس بود؛و در یک صحرا؛بیابان ؛فقط صدای عو عو چند سگ بود و زنگوله های گوسفندان...دلم می خواست راه بروم اما پاهای کوچکم اطاعت نمی کردند.خودم را به مادرم می چسباندم؛ مرا در آغوش می گرفت.گاه روی دوش پدر ؛و گاه چند صد متری بازیگوشی می کردم.
پدرم چوپانان و دامداران را می شناخت و گویش بسیارشیرین با آنان گفتگو می کرد. حس خوبی داشتم انگار وارد ناحیه در ایتالیا و شاید هم اسپانیا شده بودم.
البته در اطرافم شنیدم پرنده ای عجیب زنده می کند(بوقلمون وحشی).و آنچه شبیه هندوانه های خوشمزه است؛هندوانه ابوجهل است و تاکید شده بود هرزمان با آن روبرو شدم از آن نخورم...
ای بابا عجب جای شگفت انگیزی سفر کرده بودم.جاده ندارد و زمینش خمیری شکل است.رودخانه اش شور شور است
از دور تعداد زیادی موتورسیکلت در افق پیدا شد... و حالا سرعت بالای سیکلت های روسی باک سفید ،و غبار حاصل از حرکت مرا مطمئن کرد در صحرا گبی یا جاده ابریشم؛همسفر مارکوپلو هستم. به جمهوری کوچک و خشت و گلی نزدیک شدیم.همه جا حوض های تاریخی و مملو از آب باران دیده می شد؛برج و باروی با جبروت به من چشمک می زد.صدای ساسات کشیدن در کوچه های پر پیچ و خم که سایه دلفریبی داشت قطع شده بود.
بانوان شیرین زبان و مهربان؛می گفتند:مجتبی جو  بیا تا بوسی خورم
عمه ربابه؛عمه مریم؛ طایفه بزرگ سمعیل داروغه؛و مردی دوست داشتنی (حاج محمد حسین نیکخواه) و حاجی مختاری و ...عمو ابراهیم (براهیم).
مشت مشت آبنات ترش به من دادند.
اینجا تیر برق نبود ؛فانوس بود و گردسوز و چراغی الکلی ...
جمهوری کوچک و زیبای دست نخورده و بدور از فرهنگ مبتذل غربی ؛مهمانواز؛
پر از شعر و شعور؛هنر های سنتی و اصیل ایرانی مرا به خود می خواند.
تعلیم و تربیت و ملایی با ارزش؛تعزیه ارزشمند و تدین و گرایش به اهل البیت پسندیده بود.
اینجا به من کودک مجتبی آقا می گفتند
و مثل یک فرد بالغ محترم بودم.وقتی صحبت می کردم به چشم های من نگاه می کردند و هر پرسشم را با صبر و حوصله بسیار پاسخ می گفتند.
پل روی رودخانه یونسی خیلی دلفریب بود.و کالشور درنگاه اهلی عزیز...آسمان پر بود از ابابیل؛اطراف یونسی باغ های زیبای بود و مزارعی با محصولات متفاوت با سرزمین مادری ام.کلاته و کاریز محل خوبی بود برای آب بازی...شستن لباس و ... و درون منازل کنار کاروانسرا ؛ چاه های آب حیرت آور بود؛کافی بود سطل (دلو)را بیاندازید
دریایی از آب(شور)و بالا می کشیدی و برای مصارف غیر شرب.
آب حوض ها،یا کلاته....برای نوشیدن
و ریختن درون کوزه و سبو ... به نظرم یک نفر یخچال نفتی در منزل داشت...
شب ها گرد هم می آمدند و این کار را چراغو  می گفتند.
ادب و احترام خاصی در منازل جاری بود
با ورود هر فردی همه به احترامشان بلند می شدند و یا اگر فردی چندبار وارد اتاقی می شد ؛ بلند می فرمود: سلام
و همه پاسخ سلام اش را می دادند.
برای اولین بار گورس و توگی را در جمهوری کوچک دیدم.آسمان شب پر بود از ستاره ...انگار آنها اجداد پدری و مادری ام بودند که از آن دور دست های برای ام لالای می خواندند.
ح.ص.ی


برچسب‌ها: حسن صادقی یونسی, گروه جغرافیا
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 16 Jun 2021 توسط میرعابدین younesi
نوشته شده در تاريخ 15 Jun 2021 توسط میرعابدین younesi
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
https://uupload.ir/view/video_fyzx.mp4/
https://aparat.com/v/j5qJu https://aparat.com/v/szkqr95
https://aparat.com/v/owm80sq