کنفرانس الکترونیکی محیط زیست و انرژی ایران
معتبرترین و بزرگترین رویداد علمی سالیانه محیط زیست و انرژی ایران
ارائه "گواهینامه پذیرش شفاهی و ارائه مقاله" مورد تایید نهایی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و اعطای گواهینامه های بین المللی شرکت در کنفرانس از آکادمی های علمی معتبر ACS انگلستان، ICS Group کانادا و INO Cert کانادا
فراخوان دریافت مقالات کنفرانس سراسری محیط زیست و انرژی ایران
www.ncee.ir
ISI, ISC, Scopus, Irandoc, SID, CIVILICA
جناب آقای حسن صادقی یونسی عزیز
احتراماً به استحضار می رساند موسسه بین المللی آموزشی و پژوهشی خوارزمی شیراز با همکاری دانشگاهها و مراکز علمی ایران اقدام به برگزاری کنفرانس سالانه سراسری محیط زیست و انرژی ایران نموده است. با توجه به تلاش همایش در پوشش حداکثری جامعه علمی، برگزاری الکترونیکی کنفرانس در دستور کار قرار گرفت تا پژوهشگران عزیز فارغ از هر گونه دغدغه زمانی و مسافتی و صرفه جویی در وقت و هزینه اقدام به شرکت در کنفرانس و تبادل یافته های خود کنند . لذا برای شرکت در کنفرانس الکترونیکی نیاز به حضور فیزیکی افراد نمی باشد

نحوه صدور گواهینامه:
به تمامی نویسندگان پس از ثبت نام در کنفرانس موارد زیر صادر و به آدرس نویسنده مسئول ارسال خواهد شد:
1. صدور "گواهینامه پذیرش شفاهی و ارائه مقاله" به تعداد نویسندگان به صورت پرس شده مورد تایید نهایی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و تمامی دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی دنیا.
2. کتاب چکیده مقالات کنفرانس طبق تاییدیه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و 210 دانشگاه معتبر دنیا.
3. لوح فشرده مجموعه اصل مقالات کنفرانس طبق تاییدیه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و 210 دانشگاه معتبر دنیا.

چاپ تمامی مقالات پذیرش شده در مجلات معتبر ISI، Scopus و ISC مورد تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
به اطلاع فرهیختگان محترم می رساند طبق انعقاد قرارداد دبیرخانه کنفرانس با دانشگاههای معتبر اروپایی، آمریکا و ایران و جهت استفاده حداکثری نویسندگان از امتیازات مقالات خود، دبیرخانه علمی کنفرانس شرایطی را مهیا نموده است تا تمامی مقالاتی که در کنفرانس سراسری محیط زیست و انرژی ایران پذیرفته خواهند شد به انتخاب نویسندگان در مجلات معتبر ISI، Scopus و ISC مورد تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و داراي مشخصات علمي و اعتبار جهاني، اکسپت و منتشر گردد.
لذا از شما بزرگواران دعوت بعمل می آید تا مقالات مروری، پژوهشی و کوتاه خود را به دبیرخانه همایش ارسال بفرمایید.


تاريخ : 20 Sep 2014 | 2:14 PM | نویسنده : میرعابدین |
تاريخ : 20 Sep 2014 | 10:32 AM | نویسنده : میرعابدین |

جلسه انجمن کتابخانه های عمومی و کمیته نهضت مطالعه مفید شهرستان با حضور اعضا در مورخ 8/6/93 در محل سالن اجتماعات فرمانداری برگزار گردید. در این جلسه ابتدا پس از تلاوت آیاتی چند از کلام ا... مجید، آقای مهندس جمشیدی ( فرماندار بجستان) ضمن تقدیر و تشکر از تشکیل انجمن خیرین کتابخانه ساز بجستان و اقدامات صورت گرفته توسط رئیس اداره کتابخانه های بجستان (آقای حیدری)همچنین بیان فرمودند مشکلات موجود جامعه نباید باعث عدم توجه به فرهنگ کتابخوانی به ویژه در اوقات فراغت گردد و ایشان با تاکید بر تحقق پرداخت کامل نیم درصد سهم کتابخانه ها افزون براستفاده از ظرفیت خیرین و کمک های مردمی در جهت اجرای برنامه ها و گسترش فرهنگ کتابخوانی تلاش نمایند، در ادامه آقای حیدری ضمن خوش آمدگویی به اعضا و تبریک دهه کرامت و هفته دولت، مصوبات جلسه قبل و دستور کار جدید را قرائت نمود ند، که مصوبات جدید به شرح ذیل می باشد.



ادامه مطلب
تاريخ : 20 Sep 2014 | 10:18 AM | نویسنده : میرعابدین |

تلویزیونمون سیاه و سفید بود

رنگی که خریدیم، تازه فهمیدم

چرا اسم اون موجود خاکستری، «پلنگ صورتی»ـه...

 

امّا عمق فاجعه اونجا بود که فکر می کردم:

تام و جری : تا مُجری

و گوریل انگوری : گوری لَنگوریه...

 

..........

 

پلنگ من صورتی نبود / آریا



تاريخ : 20 Sep 2014 | 10:12 AM | نویسنده : میرعابدین |



تاريخ : 15 Sep 2014 | 11:34 AM | نویسنده : میرعابدین |


حضرت عیسی (ع) به شبانی گفت: 

عمر خود را به شبانی صرف کردی اگر در تحصیل علم می کوشیدی بهتر از این بودی . 

شبان عرض کرد: یا نبی الله من فقط ۶ مسئله از همه دانش ها آموخته ام و بدان عمل می کنم :
 
۱. تا این که حلال است حرام نمی خورم و هرگز حلال کم نمی شود که احتیاج به حرام باشد. 

۲. تا راست هست دروغ نمی گویم و هرگز راست کم نمی شود تا احتیاج به دروغ باشد. 

۳. تا عیب خود را می بینم به عیب دیگران مشغول نمی شوم

و هنوز از اصلاح عیوب خود فارغ نشده ام که به عیب دیگران بپردازم. 

۴. تا ابلیس نمیرد از وسوسه او ایمن نمی شوم و هنوز شیطان نمرده است که من ایمن باشم. 

۵. تا گنج و خزینه خدا را خالی نبینم به گنج و خزینه مخلوق طمع ندارم

و هنوز گنج و خزینه خدا را خالی نیافته ام. 

۶. تا هر دو پای خود را در بهشت ندیده ام از عذاب خدا ایمن نباشم. 

حضرت عیسی علیه السلام فرمود : علم اولی و آخرین، همین هاست که آموخته ای.





تاريخ : 15 Sep 2014 | 11:1 AM | نویسنده : میرعابدین |

http://pnu.ac.ir/Portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=bd5fc732-9ca3-4031-b9de-47ec905e3079



تاريخ : 14 Sep 2014 | 8:6 AM | نویسنده : میرعابدین |

بسم الله الرحمن الرحيم

سالروز ولادت امام رضا (ع)

سلام بر تو اى امام هشتم، اى فرزند پيامبر و على، اى پاره تن فاطمه اى جگر گوشه حضرت موسى بن جعفر، و اى امامى كه هر لحظه دل هاى ما به شوق ديدار حرم مطهّرت مى تپد، سلام بر تو اى على بن موسى الرضا، و سلام بر پدارن بزرگوارت و فرزندان پاك و معصومت.
فرارسيدن يازدهم ذى القعده سالروز ولادت هشتمين امام معصوم، خورشيد فروزان خراسان، مايه بركت و افتخار كشور ايران، محبوب دلهاى شيعيان، حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا عليه السلام را به همه مسلمانان جهان بالأخصّ شيعيان تبريك مى گوييم. و ذيلا خلاصه اى در شرح زندگانى آن حضرت مى آوريم.

ولادت:

حضرت امام رضا عليه السلام شب جمعه يازدهم ذى القعده در سال 148 هجرى در مدينه طيّبه به دنيا آمد، پدر بزرگوار آن حضرت امام هفتم موسى بن جعفر عليه السلام بود و مادر آن حضرت خانمى بود به نام امّ البنين يا تكتم يا نجمه كه هر سه اسم در تاريخ آمده است.
اين بانوى بزرگوار زنى با فضيلت بود كه خدا او را شايسته همسرى حضرت امام موسى بن جعفر عليه السلام و مادرى امام رضا عليه السلام قرار داده بود.
مرحوم علاّمه مجلسى رحمه الله در جلد 49/7 بحار الانوار نقل مى كند كه نجمه مادر حضرت رضا عليه السلام كنيزى بود كه حميده مادر حضرت موسى بن جعفر عليه السلام او را خريد، حميده مى گويد: حضرت رسول الله (صلى الله عليه وآله) را در خواب ديدم كه به من فرمود: اى حميده، اين نجمه براى فرزند تو موسى است، كه به زودى بهترين اهل زمين از او به دنيا خواهد آمد، پس من نجمه را به موسى بن جعفر بخشيدم، وقتى كه رضا به دنيا آمد نجمه را طاهره نام نهاد، و اين خانم بزرگوار اسامى مختلفى داشت كه از آنهاست: نجمه، سكن، سمان و تكتم.
مرحوم مجلسى نقل مى كند كه حضرت رضا عليه السلام در دوران شيرخوارگى كودكى درشت بود، و از اين جهت زياد شير مى خورد، حضرت نجمه گفت: براى شير دادن به اين بچه مرضعه اى بگيريد تا به من كمك كند، از او پرسيدند: آيا شير تو كم شده؟ گفت: نه لكن من ذكر و نماز و تسبيحى داشتم كه از زمان تولّد اين كودك كمتر مى توانم به آنها برسم.
مرحوم مجلسى در مجلّد 49/9 بحار الانوار نقل مى كند از خانمى كه مى گويد: شنيدم از نجمه كه مى فرمود: وقتى به فرزندم على باردار شدم سنگينى حمل را احساس نمى كردم، و وقتى در خواب بودم از داخل شكم خود صداى تسبيح و تهليل و تمجيد خداوند را مى شنيدم، و اين باعث خوف و هراس من شده بود، وقتى كه بيدار مى شدم صدايى نمى شنيدم، زمانى كه رضا به دنيا آمد دست خود را بر زمين گذاشت و سر به اسمان بلند كرد، و لبهاى مبارك خود را حركت مى داد، گويا حرف مى زد، در اين هنگام پدر او موسى بن جعفر (عليه السلام) بر من وارد شد و فرمود: مبارك باد بر تو اى نجمه لطف و كرامت پروردگارت، و سپس فرزندم على را در پارچه اى سفيد پوشاند و در گوش راست او اذان، و در گوش چپ او اقامه گفت، پس از آن آب فرات خواست و كام او را با آب فرات باز كرد و بعد او را به من برگرداند و فرمود: او را بگير كه او بقّية الله در زمين خدا است.

اسامى و القاب

نام آن حضرت «على» بود كه اين نام در ميان دودمان رسول خدا محبوب ترين نام بود، و نشانه آن ناميدن حضرت امام حسين عليه السلام چند تن از فرزندان خويش را به اين نام است.
كنيه آن حضرت أبوالحسن، و أبوعلى بود.
بعض القاب آن بزرگوار عبارت است از: سراج الله، نور الهدى، قرّة عين المؤمنين، رضا، رضىّ، فاضل، صابر، وفىّ، صديق. كه معانى اين القاب عبارت است از: چراغ پروردگار، نور هدايت و راهنمايى، نور چشم مؤمنان، راضى به رضاى خداوند، بخشنده، بردبار، با وفا، دوست. و همچنين پيامبر خدا(ص) او را عالِم آل محمّد(ص) ناميد.

فضائل و مناقب امام رضا(عليه السلام)

الف: محروم مجلسى از كتاب عيون اخبار الرضا(عليه السلام) نوشته مرحوم صدوق نقل مى كند كه: حضرت رضا عليه السلام هميشه تابستان ها بر روى حصير مى نشست، و زمستان بر روى پلاس «گليم» و لباس تن آن حضرت لباس درشت و نا مرغوب بود، مگر زمانى كه با مردم ملاقات داشت كه در آن هنگام با لباس مرغوب نزد آنان مى آمد. (بحار الانوار 49 / 89)
ب: و هم ايشان نقل مى كند از شخصى به نام ابراهيم بن عبّاس كه مى گويد: هرگز نديدم از امام رضا عليه السلام چيزى را بپرسند كه آن حضرت نداند، و عالم تر از او نسبت به زمان خودش نديدم، و مأمون همواره آن حضرت را با سؤال هاى مختلف امتحان مى كرد و آن بزرگوار جواب مى فرمود، در عين اينكه جوابهاى آن حضرت برگرفته از قرآن بود، قرآن را در هر سه روز يك بار ختم مى كرد، و مى فرمود: اگر بخواهم كمتر از سه روز يك ختم قرآن بخوانم مى توانم. لكن به هيچ آيه اى مرور نمى كنم مگر آنكه در آن فكر مى كنم و اينكه چه وقت و درباره چه چيز نازل شده است. لذا قرآن را در سه روز ختم مى كنم. (بحار الانوار 49 / 90)
و در همين كتاب از شخص فوق الذكر نقل فرموده كه: هرگز نديدم حضرت رضا عليه السلام كسى را با سخن خويش بيازارد و نديدم هرگز سخن كسى را قطع كند، ومى گذاشت تا حرف او تمام شود، هرگز حاجت كسى را در صورتى كه قدرت برآوردن آن را داشت رد نمى كرد، هرگز نزد كسى پاى خود را دراز نمى كرد، و تكيه هم نمى زد، و هرگز نديدم سخن درشتى به خادمان خود بگويد، هرگز نديدم كه آب دهان بر زمين بياندازد. و همين طور نديدم كه با صداى قهقهه بخندد بلكه تبسم مى كرد.
زمانى كه به اندرون خانه مى رفت و سفره مى انداختند تمام خدمتگزاران حتى دربان را بر آن مى نشانيد. آن حضرت شبها را بيشتر بيدار بود و كمتر مى خوابيد. بيشتر شبها را تا صبح بيدار بود، روزه بسيار مى گرفت، هرگز سه روز روزه در ماه از آن حضرت ترك نمى شد، آن حضرت در پنهانى نيكى و تصدق بر فقرا بسيار داشت، و بيشتر آن در شبهاى تاريك بود، بنابر اين هر كس ادّعا كند كه مانند او را در فضل ديده است او را راستگو مپنداريد.
ج، و مرحوم كلينى در كافى 4 / 23 نقل مى كند كه شخصى از اهل بلخ كه در سفر حضرت رضا (عليه السلام) از مدينه به خراسان همراه آن بزرگوار بوده مى گويد: روزى در بين راه سفره غذا گستردند، آن بزرگوار تمام خادمان و غلامان از سفيد و سياه را بر سر سفره جمع كرد، من گفتم: فداى شما شوم، بهتر بود كه براى اينان سفره اى جداگانه مى انداختند! آن حضرت فرمود: تند مرو، همانا خداى ما يكى است، مادر و پدر همه يكى است، و پاداش به اعمال است.
د: و نيز مرحوم كلينى در كافى 6 / 283 نقل فرموده است از شخصى كه: شبى فردى بر آن حضرت ميهمان شد، آن بزرگوار و ميهمان نشسته بودند و صحبت مى كردند، در اين حال چراغ خراب شد، آن شخص خواست چراغ را اصلاح كند، آن بزرگوار نگذاشتند و خود اقدام به اصلاح چراغ فرمودند و گفتند: ما خانواده اى هستيم كه مهمان را به كار نمى گيريم.

ولايت عهدى امام رضا (عليه السلام)

پس از آنكه حضرت موسى بن جعفر عليه السلام به وسيله هارون الرشيد لعنة الله عليه به شهادت رسيد، حضرت امام رضا عليه السلام به امامت رسيدند، مقدارى از دوران امامت آن بزرگوار در خلافت هارون، و مقدارى در حدود چهارسال در خلافت امين، و مدّت بيست سال در زمان خلافت مأمون بود.
در زمان هارون و بلا فاصله پس از شهادت حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) بعض افراد به هارون توصيه مى كردند كه حضرت را به شهادت برساند، مرحوم مجلسى نقل مى كند كه شخصى از بنى العباس به نام عيسى بن جعفر به هارون گفت: سوگندى را كه درباره آل ابى طالب يادكردى به يادآور كه گفتى: اگر كسى بعد از موسى بن جعفر ادعاى امامت كند گردن او را مى زنم، و الآن على بن موسى ادعاى امامت دارد و مردم نيز همان اعتقادى كه به پدر او داشتند به او هم دارند، هارون الرشيد نگاهى غضب آلود به او كرد و گفت: واى بر تو آيا مى خواهى من همه آل ابى طالب را بكشم؟ راوى خبر كه اين قضيه را خود ديده بود مى گويد: به آن حضرت داستان را گفتم، آن حضرت فرمود: قسم به خداى كه آنها چنين قدرتى ندارند و هيچ كارى نمى توانند بكنند.
دوستتان آن حضرت هم از همان ابتدا بر جان آن بزرگوار مى ترسيدند، لكن آن حضرت مى فرمود: اينان نمى توانند كارى انجام دهند.
تا آنكه در زمان خلافت مأمون قضيه ولايت عهدى پيش آمد، و علّت عمده آن ترس مأمون از نفوذ معنوى حضرت امام رضا عليه السلام در ميان مردم بود، و شايد همانطور كه از بعض تواريخ نيز مهشود است مأمون نسبت به مقام واقعى امام رضا عليه السلام واقف بود و از اين جهت در ابتدا ميل آن را نداشت كه آسيبى به آن بزرگوار برساند، لكن بعد از آنكه ديد حتّى با ولايت عهدى آن حضرت نيز گرايش مردم به آل پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) كم نشد، و همينطور نفرت آنان از خاندان بنى العباس بيشتر مى شد ديگر تحمّل نكرد و آن حضرت را به شهادت رسانيد.
بنابر اين آن حضرت را از مدينه به خراسان آورد و آن بزرگوار نيز مى دانست كه اين سفرى است كه برگشتى در آن نيست، لذا به اهل بيت خود امر فرمود كه بر او نوحه كنند.
راهى كه مأمون براى حركت آن حضرت انتخاب كرده بود راهى بود كه امام رضا عليه السلام بر خورد كمترى با شيعيان و شهرهايى كه عاشقان اهل بيت پيامبر در آنها سكونت دارند داشته باشد، امّا در عين حال آنچه از اين سفر تاريخى باقى ماند جلوه هاى عشق مردم به خاندان پيامبر بود كه از طرفى ارادت مردم را به حق و حقيقت آشكار مى كرد، و از طرف ديگر زنگ خطرى براى عباسيان و در رأس نان مأمون بود كه براى مردم فريبى و مهار كردن حركت هاى شيعى مى خواست با ولايتعهدى حضرت رضا (عليه السلام) علويان و در كلّ شيعيان را خلع سلاح كند.
نمونه بارز اين ارادت و عشق و علاقه در نيشابور تجلّى كرد كه مورّخان نوشته اند عدّه بيشمارى براى نوشتن حديث از آن حضرت خواستند كه حديثى بفرمايند، و آن بزرگوار حديث سلسلة الذهب را كه مضمون آن توحيد يعنى دعوت تمامى انبياء از آدم تا خاتم است فرمودند، و سپس آن را ختم به ولايت و امامت كردند. با لفظ «وأنا من شروطها» و ترجمه اين حديث شريف چنين است كه حضرت رضا عليه از پدرش از پدرانش تا رسول خدا و رسول خدا از ملائكه مقرّب پروردگار و آنها از خداوند نقل مى كنند كه خداوند فرمود: كلمه لا اله الله قلعه من است و هر كس وارد قلعه من شود از عذاب من در امان خواهد بود. كه مراد از اين حديث اقرار و ايمان و اعتراف به توحيد و يگانگى خداوند است. سپس مقدارى كه كجاوه آن حضرت حركت كرد دوباره فرمودند: البته شرط دارد، و من از شروط آن هستم، كه مراد امامت است.
به هر حال قصد مأمون هر چه بود ولايتعهدى خلافت را بر امام عليه السلام تحميل كرد، و آن بزرگوار بدون آنكه مايل باشند از روى اجبار پذيرفتند.
در اينجا براى آنكه از خود چيزى نگوييم و با استدلال به روايات مطلب را روشن نماييم به ترجمه يك حديث كه مرحوم مجلسى(رحمه الله) از كتاب عيون اخبار الرضا نوشته مرحوم صدوق آن را نقل كرده است اكتفا مى كنيم:
مرحوم علاّمه مجلسى در جلد 49، صفحه 128، حديث شماره 3، نقل مى كند از ابى الصلت هروى كه گفت: مأمون به امام رضا عليه السلام گفت: اى فرزند پيامبر من فضل و علم و زهد و پرهيزكارى و عبادت تو را مى شناسم، و شما را احقّ به خلافت از خود مى دانم.
حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: من به بندگى خداوند افتخار مى كنم، و به وسيله زهد در دنيا اميدوارم از شرّ دنيا در امان بمانم و با پرهيز از محرّمات اميد رسيدن به غنيمت هاى الهى را دارم، و با تواضع در دنيا اميد دارم كه نزد خدا بلند مرتبه باشم.
مأمون گفت: من اينطور صلاح ديدم كه خود را از خلافت عزل كنم، و با شما به عنوان خليفه بيعت كنم. حضرت رضا (عليه السلام) فرمود: اگر اين خلافت از آن توست و خداوند آن را براى تو قراداده است، جائز نيست كه لباسى را كه خداوند بر تو پوشانيده از تن بيرون كنى و به ديگرى بدهى، و اگر خلافت از آن تو نيست جايز نيست كه چيزى را كه مال تو نيست به من بدهى.
مأمون گفت: اى فرزند پيامبر ناچار بايد قبول كنى، حضرت فرمود: با اختيار خود هرگز چنين كارى نخواهم كرد، مدّت مديدى مأمون كوشش كرد تا آنكه به هر حال از قبول آن حضرت مأيوس شد.
مأمون چون چنين ديد گفت: حال كه خلافت را نمى پذيرى ولايت عهد را قبول كن تا آنكه خلافت بعد از من از آن تو باشد.
در اينجا حضرت رضا (عليه السلام) فرمود: قسم به خدا پدرم از پدرانش، از امير مؤمنان (عليه السلام) از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) به من خبرداده است كه من قبل از تو از دنيا مى روم در حالى كه مرا به وسيله سمّ به شهادت مى رسانند، ملائكه آسمان و زمين بر من مى گريند و در سرزمين غربت كنار قبر هارون دفن مى شوم.
در اينجا مأمون گريه كرد و گفت:
اى فرزند پيامبر چه كسى تو را مى كشد، و يا جرأت بى ادبى به شما را دارد در حالى كه من زنده ام، حضرت فرمود: اگر بنا بود بگويم مى گفتم كه چه كسى مرا مى كشد.
مأمون گفت: يابن رسول الله شما قصد آن دارى كه شانه از زير بار خالى كنى و اين امر را از خود دفع كنى تا مردم تو را فردى زاهد و بريده از دنيا بدانند.
حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: قسم به خداوند از روزى كه خداى مرا آفريد دروغ نگفته ام، و زهد در دنيا را وسيله اى براى دستيابى به دنيا قرار نداده ام، و من مى دانم تو به دنبال چه هستى! مأمون گفت: دنبال چه هستم؟ حضرت فرمود: براى آنكه بگويم امان مى دهى؟ مأمون گفت: تو را امان دادم.
حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: قصد تو آن است كه مردم بگويند: على بن موسى زاهد در دنيا نبود، بلكه اين دنيا بود كه به او روى آور نشده بود، آيا نمى بينيد چگونه ولايتعهدى را به طمع خلافت قبول كرد!
در اينجا مأمون غضبناك شد و گفت: تو هميشه در برخوردهايت مرا مى آزارى، و علّت آن اين است كه از سطوت و قدرت من احساس امنيت مى كنى، قسم به خدا اگر قبول كنى ولايتعهد را و گرنه تو را مجبور مى كنم، اگر انجام ندادى تو را مى كشم.
در اينجا حضرت امام رضا (عليه السلام) فرمود: خداوند مرا نهى كرده است كه با دست خود خويشتن را به هلاكت بياندازم، اگر چنين است مى پذيرم، لكن به شرط آنكه در امور عزل و نصب و امور ديگر هيچ دخالتى نكنم و فقط طرف مشورت باشم. (بحار الانوار، ج49، ص128)
به اين ترتيب در سال 201 در ماه رمضان حضرت به ولايتعهدى مأمون منصوب شد.
از اين روايت تمام فلسفه و علّت پيشنهاد مأمون براى ولايتعهدى و همنيطور علّت قبول آن حضرت مشخص مى شود، البته بحث در اين باره به قدرى گسترده است كه ما فقط به اندازه گنجايش يك مقاله به آوردن مطالب اكتفا كرديم.

شهادت حضرت رضا عليه السلام

علّت شهادت حضرت رضا عليه السلام در يك كلمه ترس مأمون و عباسيان از نفوذ معنوى آن حضرت در بين مردم بود، وقتى كه مأمون با ولايتعهدى نتوانست آن امام بزرگوار را آنطور كه بايد و شايد كنترل كند، از راه هاى مختلف براى شكستن مقام آن بزرگوار در بين مردم وارد شد، و در همه آنها خود شكست خورد و به مقصود خويش نرسيد، به عنوان مثال افراد و سران مذاهب را جمع مى كرد كه با حضرت بحث كنند، و آن بزرگوار را در بين مردم خفيف كنند كه حضرت امام رضا عليه السلام همه آنها را مجاب مى فرمود، و مشروح اين مناظرات در كتاب پر ارزش عيون اخبار الرضا (عليه السلام) آمده است.
از طرف ديگر اقبال مردم به حضرت رضا عليه السلام حسادت مأمون را برمى انگيخت، كه نمونه اين اقبال و ارادت شركت جمعيت بسيار در نماز عيد آن حضرت است كه مأمون در بين راه آن بزرگوار را برگرداند و نگذاشت كه آن امام بلند مرتبه نماز را اقامه كند. و از جانب ديگر سعايت شديد عباسيان و اطرافيان مأمون، او را واداشت كه حضرت را مسموم نموده و به شهادت برساند.
در روايتى مرحوم مجلسى در جلد 49، صفحه 301 بحار الانوار نقل مى كند كه أباصلت هروى خادم امام رضا عليه السلام مى گويد: امام به من فرمود: فردا من بر اين شخص فاجر (مأمون) وارد مى شوم، اگر بيرون آمدم و سرم باز بود با من صحبت كن، جواب تو را مى گويم، و اگر سر خود را پوشانده بودم با من صحبت نكن.
أباصلت مى گويد: فرداى آن روز فرستاده مأمون آمد و گفت: مأمون شما را طلبيده، امام عليه السلام حركت كرد و من نيز با او بودم، وارد بر مأمون شديم نزد او ظرفى از ميوه بود كه روى ان انگور بود، و در دست مأمون خوشه انگورى بود كه مقدارى از آن را خورده بود، وقتى حضرت را ديد از جاى برخاست با آن حضرت ديده بوسى كرد و سپس نشست و گفت: اى پسر پيامبر انگورى بهتر از اين نديده ام.
حضرت رضا عليه السلام فرمود: چه بسا انگور بهشت بهتر از اين انگور باشد. مأمون گفت: از اين انگور بخور. حضرت رضا عليه السلام فرمود: مرا از اين كار معاف دار، مأمون گفت: چرا نمى خورى، نكند به ما بدگمانى. سپس خود مأمون از انگور خورد و بعد به حضرت رضا عليه السلام داد و آن حضرت سه دانه انگور خورد و خوشه را انداخت و سپس از جاى برخاست، مأمون گفت: كجا مى روى؟ حضرت فرمود به همانجا كه مرا فرستادى. و بعد أباصلت داستان آمدن حضرت جوادعليه السلام و شهادت امام و تدفين آن بزرگوار را مفصّلا نقل مى كند كه اين مقاله گنجايش كامل آن را ندارد.
خداوند متعال ما را از شيعيان آن بزرگوار قرار دهد.
در پايان به يكى از كراماتى كه از قبر مقدّس آن حضرت ظاهر شده اشاره مى كنيم، گرچه هر ماه و هر سال كرامات فراوانى از قبر مقدّس آن بزرگوار نقل مى كنند كه قابل احصاء نيست، لكن براى رعايت اختصار به يكى از آنها اكتفا مى كنيم.
مرحوم صدوق در كتاب عيون اخبار الرضا 2/283 نقل مى كند از شخصى به نام ابوالنصر المؤذن النيشابورى كه گفت ناراحتى شديدى در زبانم پيدا شد به طورى كه زبانم سنگين شد و قادر بر حرف زدن نبودم، به قلبم خطور كرد كه حضرت رضا عليه السلام را زيارت كنم و نزد او دعا كنم و او را شفيع خود نزد پروردگار قرار دهم تا آنكه مرا عافيت عنايت كند و زبانم باز شود سوار بر مركبى شدم و به مشهد حضرت رضا عليه السلام رفتم و بالاى سر آن حضرت دو ركعت نماز خواندم و سجده كردم، و در حال سجده تضرّع و دعا مى كردم و حاجت خود را مى خواستم تا آنكه به خواب رفتم.
در خواب ديدم مثل آنكه قبر مطهّر شكافته شد و شخصى گندمگون از قبر بيرون آمد و به من نزديك شد و فرمود: اى ابانصر بگو: لا اله إلاّ الله، به او اشاره كردم كه چگونه بگويم در حالى كه زبانم بسته است، پس بر من فرياد زد كه آيا منكر قدرت خداوند هستى؟ بگو: لا إله إلاّ الله، او مى گويد در اين حال زبانم باز شد و كلمه طيّبيه لا إله إلاّ الله را بر زبان جارى كردم و زبانم باز شد و بعداً هرگز به آن مرض دچار نشدم.
بار ديگر ولادت با سعادت حضرت امام على بن موسى الرضا (عليه السلام) را به همه شيعيان تبريك عرض نموده و اميدواريم در دنيا و آخرت از بركات وجود امامان معصوم بهره مند باشيم.
والسلام



تاريخ : 7 Sep 2014 | 10:56 AM | نویسنده : میرعابدین |
دلنوشته تون خیلی عالی بود من توغربتم باخوندنش گریه کردم.عالی بود

تاريخ : 7 Sep 2014 | 10:48 AM | نویسنده : میرعابدین |
فراخوان مقاله
نخستین ﻫﻤﺎﻳﺶ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻫﺎی ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ ﺟﺎده ای
ITS
زمان برگزاری: 30 دی ماه و 1 بهمن 1393 - سالن همایشهای بین المللی صدا و سیما
مهلت ارسال مقاله: 16 آبان ماه 1393
فراخوان دریافت مقالات ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﻫﻤﺎﻳﺶ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻫﺎي ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ ﺟﺎده اي
itscongress.rmto.ir
چاپ مقالات با اولیت اعلام شده در فصلنامه علمی - پژوهشی

جناب آقای حسن صادقی یونسی عزیز
نخستين همايش سيستم هاي حمل و نقل هوشمند جاده اي در دي ماه 1393 توسط سازمان راهداري و حمل نقل جاده اي برگزار مي‌شود. اين همايش با هدف ارتقاء دانش ITS در حمل ونقل جاده اي ، برقراري ارتباط موثر بين سازمان ، صنعت و دانشگاه كه در نهايت منجر به ارتقا ايمني در حمل ونقل جاده اي شود ، برگزار مي گردد. آشنايي و ارتباط ميان اساتيد، پژوهشگران، صاحب­نظران، متخصصان، سياست­گذاران و علاقمندان حوزه سيستم هاي حمل ونقل هوشمند ITS ، بررسي چالش‌هاي علمي و اجرايي در فرآيند کاري ، ترويج فناوريهاي نوين و سيستمهاي هوشمند درحمل ونقل جاده اي ، ارتقا سيستم هاي موجود و بهبود روشهاي اجرايي از ديگر اهداف برگزارکنندگان است.​

 

دبيرخانه برگزاری همایش: تهران – خيابان فلسطين–خيابان دمشق– پلاك 12 - مركز مديريت راههاي كشور – تلفن : 84498600- فاكس 88924461- پست الکترونیکی: itscongress@rmto.ir -آدرس سايت itscongress.rmto.ir


تاريخ : 31 Aug 2014 | 1:53 PM | نویسنده : میرعابدین |
تاريخ : 31 Aug 2014 | 1:42 PM | نویسنده : میرعابدین |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 http://www.yoonesicity.ir



ادامه مطلب
تاريخ : 31 Aug 2014 | 1:32 PM | نویسنده : میرعابدین |
پورتال شهرداری
کاروانسرا
پل کال شور
دریاچه نمک
به بار نشستن درختان سنجد در خیابان توحید


تاريخ : 31 Aug 2014 | 1:28 PM | نویسنده : میرعابدین |
تاريخ : 31 Aug 2014 | 1:19 PM | نویسنده : میرعابدین |

پروژه 3 هکتاری پارک بزرگ امت شهر یونسی با حضور مدیر کل محترم دفتر شهری استانداری خراسان رضوی مهندس علوی مقدم و فرماندار محترم و سایر مسئولین شهرستان و بخش و امام جمعه محترم بجستان به مناسبت هفته دولت در پنجمین روز از این هفته مورد بهره برداری قرار گرفت. در مراسم افتتاحیه جناب آقای علوی مقدم مدیر کل محترم دفتر امور شهری با اشاره به نامگذاری سال 93 به عنوان سال «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی»توسط مقام معظم رهبری  ابراز نمودند که مدیران فقط به عنوان یک شعار این نام را مد نظر قرار ندهند و به فرمایشات معظم له جامه عمل بپوشانند در ادامه با اشاره به وظایف متعدد شهرداریها و کمبود اعتبارات ابراز امیدواری نمودند که با همکاری شهروندان و بخش خصوصی و سرمایه گذاران بومی و همچنین تأمین اعتبار از طریق سازمان شهرداریها طعم شیرین و حلاوت این پارک را به مردم و شهروندان عزیز یونسی بچشانیم و در آخر از زحمات و تلاش های مجموعه شهرداری و شورا اسلامی شهر و فرماندار محترم بجستان تشکر و تقدیر نمودند.ضمناً در این مراسم فرماندار محترم جناب آقای جمشیدی، آقای امیر احمدی عضو محترم شورای شهر،  بخشدار محترم جناب آقای نظام و مهندس غفوریان شهردار یونسی طی سخنانی کوتاه به بیان مسائل و مشکلات شهر یونسی پرداختند.  

 

پارک بزرگ امت به مساحت 3 هکتار در فاصله 250 متری محورقدیم بجستان فیض آباد قرار گرفته است و با اعتبار بالغ بر 500 میلیون تومان از سال 1384 آغاز و اکنون به بهره برداری رسیده است  و مکان و استراحتگاه مناسبی برای زائرین بارگاه امام رضا(ع) و شهروندان عزیز شهر یونسی می باشد و انشاء ا... با تجهیز این پارک به مبلمان پارکی و مجموعه بازی کودکان بهره برداری بهینه از این مکان مناسب جهت رفاه حال شهروندان عزیز فراهم خواهد گردید.

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: ساباط

تاريخ : 31 Aug 2014 | 1:15 PM | نویسنده : میرعابدین |